وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) اصفهان
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - چهارشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۳

تندباد تهران، یادآور طوفان انوَری!
انوری ابیوردی خراسانی (شاعر و منجّم شیعه مذهب قرن ششم) برای سلطان سنجر سلجوقی، زایجه ای نجومی نوشت و در آن پیشبینی کرد که در روز 20 ذیقعده سال 549قمری، طوفانی عظیم، ممالک پادشاهی او (ایران) را در می نوَردَد؛ بنحوی که حتی کاخها و بناهای باشکوه را تخریب میکند. از قضا، در آن روز، نه تنها بادی وزیدن نگرفت، بلکه نسیمی هم نوزید تا شعلۀ شمعهایی را خاموش کند که حسودان و دشمنان انوری برافروخته بودند تا اگر خاموش نشد، انوری را دروغگو خوانده، رسوایش سازند. پس چون سلطان سنجر، مشاهده کرد که شمعها نیز خاموش نگشته اند، نظرش از انوری برگشت. پس انوری، با شرمندگی، راه غربت و هجرت را در پیش گرفت و زندگی ساده در انزوا را ترجیح داد.
قطعه شعری که رقیبان، در هجو انوری و تمسخر حکم نجومی (پیشگویی) او سروده اند:

گفت انوری که از وزش بادهای سخت
ویران شود تمامی کاخ سکندری

در روز حکم او، نوَزیدَست هیچ باد!
یا مُرسِلَ الرِّیاح! تو دانیّ و انوری!

لیکن، سالها پس از وفات سلطان سنجر و انوری، هنگامی که «چنگیزخان مغول» بلاد ایران را در نوَردید (سالهای 615 تا 621ق) خواجه نصیرالدّین طوسی (منجّم و ریاضیدان شیعه) که در سنین نوجوانی بوده و شاهد قتل عامّ وحشیانه و جنایات مغولان بود، که برخی شهرها را با خاک یکسان کردند، چون شنید که در زایجۀ ولادت چنگیزخان مغول، تاریخ تولّدش را همان 20 ذیقعدۀ 549ق، قید نموده اند، دانست که پیشگویی انوری، حقیقت داشته است و در پاسخ به هجوگویان انوری (که اغلب ایشان دیگر مرده بودند) این دوبیتی را سرود:

رحمت به روح انوری جاودان سخن
کو کرده نوش، نیش حسودان بخویشتن

در روز حکم او اگر نوَزیدَست باد
در عرصۀ وجود آمده چنگیز اَهرِمَن

- ریحانة الأدب؛ لغتنامه دهخدا؛ دایرة المعارف علم ومذهب، به نقل از: إخبارُ البصیر بنوادِرِ أخبارِ خواجه نصیر، سید رکن الدین استرآبادی (از شاگردان خواجه و مُتوَفـّای ۷۱۵ ق).

تندباد تهران (12 خرداد 1393ش) یادآور توفان انوری! دست قهر و قدرت خدا بالای سر برج میلاد!

نمایش دست قهر و قدرت خدا بر بالای سر برج میلاد تهران!

انوری ابیوَردی - شاعر و منجم شیعه در قرن ششم هجری قمری

انوری ابیوَردی - شاعر و منجم شیعه در قرن ششم هجری قمری

وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان
بنده سید احمد سجادی هستم... حرف ناگفته بسیار دارم... زیرا گوش شنوا نیافتم... نمونه ای از حرف دل من را بخوانید تا بدانید: قطعۀ «گنج بادآورد» مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی (شیخ بهائی) که حکایت عمر خود بنده (سید احمد سجادی) است که در غم نان و در اشتغال به مشاغل اداری از دستم میرود... و خطاب به هرکس که عمر خود را در شبکه های مجازی، به بطالت تلف میکند و این سرمایه گرانبها را با نوشتن مطالب بی ارزش، مفت از کف میدهد، این اشعار تقدیم میشود؛ باشد که دل بسوزاند و بیدار شود و درد و اندوه لازم را دریابد؛ که دورۀ ما دورۀ «بی عاری» و «بی دردی» است؛ خدا دردمان بدهد...: @ اى تو کودن ‏تر ز بقال دکان! / بى ‏بهاتر عمرت از ده گِردَکان‏! @ پس تو اى نادان ببین با ‏قیل وقال / میدهى مفت از کف خود ماه وسال‏! @ بین! که شیطان لعین بى ‏تاب وپیچ / مى ‏ستانــَد روزهایت را بهیچ‏! @ روزها چون رفت، شد عمرت تلف / نه تو را سرمایه! نه سودى بکف‏! @ آنچه قیمت بودش از عالـَم فزون / گو چه کردى و کجا باشد کنون؟! @ اى دو صد حیف از چنین گنج گران / کآن ز دست ما برون شد بى ‏گمان‏ @ اى هزار افسوس و عالـَم هـا دریغ! / کــآفتاب ما نهان شد زیر میغ‏ @ اى دریغ از گنج بادآورد ما!... / اى دریغ! آن کو بفهمد درد ما.... @ دردهــــا دارم به دل از روزگار... / مَحرَمى کو؟! تا کنم درد آشکار؟!...

✿ کد صوتی مهدوی برای وبلاگ شما ✿

دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :