وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) اصفهان
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - جمعه ۸ دی ۱۳٩۱

ما مسلمانان و شیعیان در مورد "علیا ماجده المهدی" ("قرّة العین" دوّم، دختر عریان مصری) و گلشیفته فراهانی و رفتارهای زشت ایشان چه می گوییم؟!

"علیا ماجده المهدی" این دختر مرتدّ مصری (همانند قرّة العین ملعونه) از خانواده ای مسلمان پدید آمد، و در آغاز، از آنانی بود که خداوند، صفای روح و استعداد نیکو و تیزهوشی بسیار به او عنایت فرمود؛ و این می توانست سبب بالا بردن شأن و مقام وی در میان بانوان نجیب و پاکدامن جهان اسلام باشد. نیز، دختری بود که در روزگار عمرش، آثار شگفت و غریبی از آیات الهی مشاهده نموده و در قلبش رخدادهای عجیبی را تجربه کرده بود. لیکن عاقبت، مورد حسادت شیطان واقع شد. گویا شیطان بر سینه اش کوفت و در قلبش دمید و آب دهان خویش در دهانش انداخت که او را این چنین مرتدّ و بی دین و جهنمی کرد! و ما از او و از عاقبت بد او و زشتی رفتار و گفتارش بیزاری می جوییم... - هرچند همواره متأسف و گریان هستیم بر گمراهی وبدبختی چنین دختری از گوشت وخون خود ما مسلمانان، که مستعدّ رشد و مقام والایی بود، ولی این چنین مرتدّ و بی دین و جهنمی شد! - از آن رو که خود، پیمان فطرت پاک خود را شکست و مصداق این آیۀ کریمه گشت:

((واتلُ علیهِم نبأ الّذی آتیناهُ آیاتِنا فانسلخَ منها، فأتبَعَه الشَّیطانُ فکان من الغاوین؛ و لو شِئنا لرَفعناهُ بها و لکِنّه اَخلدَ إلی الأرض وَ اتّبعَ هواه...))

(و بخوان بر آنان داستان آن کس (بلعم باعور - عابد بنی اسرائیل) را، که ما از آیات خود (اسم اعظم و استجابت دعا) به او دادیم، ولی خود را از آن آیات کنار کشید، پس شیطان در پی گمراهی او برآمد و عاقبت از گمراهان شد؛ و اگر می خواستیم (و خودش می خواست) او را به سبب این آیات و نشانه ها، مقامی والا می بخشیدیم، لیکن وی خود به زمین پست چسبید و پیروی از هوای نفس خویش کرد...) (الأعراف: 175-176).

همین گونه، "علیاء ماجده المهدی" شکار حسادت شیطان مفسد شد و به مکتب فاسد "فمینیسم" (زن پرستی) گرایید؛ هم خود گمراه شد و هم دیگران را گمراه کرد؛ هم خود فاسد شد و هم بسیاری از زنان و دختران غافل و گناهکار جهان معاصر را به فساد کشید. وی بارها با لخت و عریان ظاهر شدن در انظار مردم، خود را نمونۀ دوّم "قرّة العین" ملعونه - زن بدکار بابی مذهب - قرار داد؛ بلکه خود را از هر موجودی پست تر و ذلیل تر ساخت... سپس به کتاب بزرگ خدا "قرآن کریم" اهانت روا داشت... و حرمت قرآن را شکست، و البته خود را شکست، و قبل از هرچیز، فطرت خود را کشت! و دین و دینداری و پیامبری پیامبران و خداوندی خداوند جهانیان را انکار کرد، و اینگونه مصداق این فرمایش خداوند روشنگر شد:

((لَتجدَنَّ أشدَّ الناس عَداوةً للّذین آمنوا...الّذین أشرکوا...))

(و براستی، خواهی یافت شدیدترین مردم را در دشمنی با مؤمنان،... آنانکه مشرک و کافِر شدند...) (المائدة:82).

درست، در مقابل این نکبت و مصیبت، مشاهده می کنیم که برخی از ((خواهران ارمنی ما)) (ارامنه) - با آنکه مسیحی هستند - به مقدّسات اسلام و حکم حجاب، احترام می گذارند. چنانکه، دوشیزه "وارتانوش" Վարտանուշ Vartanush - که همسن همین "علیا ماجده المهدی" است - با چادر سفید و حجاب کامل، در مقبره علامه مجلسی - اعلی الله مقامَه - (در اصفهان) مکرّر حاضر شده و پیوسته گریه کرده و با اصرار، شفای مادر مسیحی خود را که مبتلا به سرطان سینه (پستان) بوده از علامه مجلسی می خواهد! پس مشاهده می کنند که تومور یا غده سرطانی مذکور، رفته رفته کوچکتر شده و در عرض دو هفته، کاملاً محو می شود و مادر شفا می یابد! که این را باید از کرامات علامه مجلسی شمرد که شامل حال مسلمان و مسیحی و غیر ایشان نیز میشود...

"وارتانوش" Վարտանուշ (Vartanush) - که همسن همین "علیا ماجده المهدی" است - با چادر سفید و حجاب کامل، در مقبره علامه مجلسی - اعلی الله مقامَه 

و در اینجا میگوییم:

ای "علیا ماجدة المهدی"؛ ای "گل شیفته فراهانی"؛ ای هر آن کس که با حجاب وعفاف بانوان مخالف هستی!! این خانم (وارتانوش ارمنی) یک دختر است و تو نیز یک دختر هستی!!

او مسیحی است و تو - پیش از ارتداد و بی دینی - مسلمان بودی!!

او با حیا و محجوب و با حجاب است و چادر بر سر کرده؛ اما تو لخت در انظار مردم و عریان در ملأ عامّ هستی!!

پس در مورد تو و او چنین باید گفت که:

بخوان وبیاندیش!! بنگر و گریه کن بر بدبختی خود و بر فطرت بیچاره و از دست رفته ات!! که خدا فرماید:

((یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْ‌تَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّـهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ...))

(ای مسلمانان، هر کس از شما مرتدّ شود و از دین اسلام روگردان گردد، پس خدا بزودی قومی را جایگزین شما خواهد ساخت که خودش آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را از صمیم دل دوست دارند...) (المائدة:54).

((و لتجدنَّ أقربَهُم مَوَدَّةً للّذین آمنوا الّذین قالوا إنّا نصارَی؛ ذلک بأنّ منهم قِسّیسین و رُهباناً و أنّهم لا یستکبرون؛ و إذا سَمِعوا ما اُنزِل إلی الرّسول ترَی أعیُنَهُم تفیض مِنَ الدّمع ممّا عرفوا من الحقّ...))

(و براستی که خواهی یافت دوست ترین مردم را با اهل ایمان، آنانکه گویند "ما مسیحی هستیم"؛ این، به آن سبب است که در میان ایشان، دانشمندان دینی و عابدانی هستند که هیچگاه تکبّر و خودپسندی ندارند؛ و چون بشنوند آنچه را که ما بر رسول خود نازل کردیم، می بینی که چشمان ایشان پر از اشک می شود، به سبب آنچه که از حقّ می فهمند...) (المائدة:82).

و بالاخره می فرماید:

((أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ‌ اللَّـهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ؟ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ‌ مِّنْهُمْ فاسِقونَ))

( آیا زمان آن نرسیده که آنانکه ایمان آورده اند، دلهاشان به یاد خدا خاشع و هراسان شود؟ و حقیقت آنچه را که فرستاده بپذیرند! و نباشند مانند آنانکه قبلاً کتاب برای آنها نازل شد؛ پس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قسیّ القلب و سنگدل شدند و بسیاری از ایشان به بدکاری گراییدند!) (الحدید:16).

والسّلامُ علی مَن اتّبَعَ الهُدَی (سلام بر آنکس که پیروی از هدایت کند) (طه:47).

سید احمد سجادی (عفا الله عنه)

دی ماه 1391 ه. ش. / صفر المظفر 1434 ه. ق.


و در خاتمه خِطاب به بانوی مجتهده، شادروان مرحومه سیّده بانو امین اصفهانی (که خدا خاکش را عِطرآگین فرماید) گوییم:

 مزار بانو مجتهده سیده امین اصفهانی رضوان الله علیها

"خدایت بیامرزد ای بانو امین اصفهانی! خوشا بحالت که دیگر روی این کره خاکی نیستی تا ببینی زنان لخت و دختران برهنه امروزی را...

خدایت بیامرزد که آن زمان که زنده بودی، ایشان را نهی می کردی از اینکه مو یا صورت خود را نزد مرد اجنبی مکشوف سازند، حال آنکه همانها امروز دیگر اِبائی ندارند از اینکه حتی در ملأ عامّ و در انظار عموم، کشف عورت کنند!! چه رسد به نزدیکان خودشان!!...".

علیاء ماجدة المهدی Aliaaa Magdah Elmahdi

گلشیفته فراهانی Golshifteh Farahani

وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان
بنده سید احمد سجادی هستم... حرف ناگفته بسیار دارم... زیرا گوش شنوا نیافتم... نمونه ای از حرف دل من را بخوانید تا بدانید: قطعۀ «گنج بادآورد» مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی (شیخ بهائی) که حکایت عمر خود بنده (سید احمد سجادی) است که در غم نان و در اشتغال به مشاغل اداری از دستم میرود... و خطاب به هرکس که عمر خود را در شبکه های مجازی، به بطالت تلف میکند و این سرمایه گرانبها را با نوشتن مطالب بی ارزش، مفت از کف میدهد، این اشعار تقدیم میشود؛ باشد که دل بسوزاند و بیدار شود و درد و اندوه لازم را دریابد؛ که دورۀ ما دورۀ «بی عاری» و «بی دردی» است؛ خدا دردمان بدهد...: @ اى تو کودن ‏تر ز بقال دکان! / بى ‏بهاتر عمرت از ده گِردَکان‏! @ پس تو اى نادان ببین با ‏قیل وقال / میدهى مفت از کف خود ماه وسال‏! @ بین! که شیطان لعین بى ‏تاب وپیچ / مى ‏ستانــَد روزهایت را بهیچ‏! @ روزها چون رفت، شد عمرت تلف / نه تو را سرمایه! نه سودى بکف‏! @ آنچه قیمت بودش از عالـَم فزون / گو چه کردى و کجا باشد کنون؟! @ اى دو صد حیف از چنین گنج گران / کآن ز دست ما برون شد بى ‏گمان‏ @ اى هزار افسوس و عالـَم هـا دریغ! / کــآفتاب ما نهان شد زیر میغ‏ @ اى دریغ از گنج بادآورد ما!... / اى دریغ! آن کو بفهمد درد ما.... @ دردهــــا دارم به دل از روزگار... / مَحرَمى کو؟! تا کنم درد آشکار؟!...

✿ کد صوتی مهدوی برای وبلاگ شما ✿

دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :