وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) اصفهان
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱

Ով Հոսեյն...یا حسین

 

Ով Աբաս.....یا عباس

 

یا زینب...Ով Զեյնաբ

 

- در ادامۀ مبحث عزاداری برادران ارمنی (ارامنه)، برای امام حسین و حضرت عباس (علیهِمَا السّلام) در ایام محرّم و تاسوعا و عاشورای حسینی:

 

 آقای آوریل عیسایی Ապրիլ Իսայի (از برادران ارمنی) که 24 سال است عزاداری امام حسین(ع) و پذیرایی از عزاداران حسینی(ع) میکند؛ به همراهی و کمک پسر گرامیشان آقای آدریک عیسائی Իսայի Ադրիկ و برادرزادۀ عزیزشان آقای هامبیک عیسائی Իսայի Համբիկ . خدا از هر سه ایشان قبول فرماید.

 

ملاقات نگارنده(سجادی) با جناب آقای آوریل عیسائی Ապրիլ Իսայի - از برادران ارمنی و مدیر آراگیل آنوشاران Արագիլ Անուշարան(شیرینی سرای لک لک) - هرچند کوتاه و مختصر بود، لیکن برای اینجانب بسیار آموزنده، ارزشمند و مفید به حساب آمد. ایشان براستی از مردانی است که دیدارشان انسان را به یاد خدا و آخرت می اندازد، و قلب را روشنی، و روح را آرامش می بخشد.

دیدار با آقای عیسایی عزیز، مرا به یاد حدیثی زیبا انداخت که مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله علیه) در مجلّد چهارده جدید از کتاب ارزشمند «بحارالانوار» - که شرح احوال و احادیث مربوطه به حضرت مریم و حضرت عیسی مسیح (علیهِمَا السّلام) را در آن آورده - در بخش «مواعظ یا پند و اندرزهای حضرت مسیح(ع)» آن را روایت می کند:

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

حواریّون (یاران و اصحاب خاصّ) حضرت عیسی (علیه السلام) از او پرسیدند:

"یا روحَ الله! (لقب حضرت مسیح)، با چه کسی مُجالَسَت (هم نشینی) کنیم؟"

حضرت عیسی(ع) فرمود:

((با آنکس که رؤیت و دیدارش شما را بیاد خدا اندازد؛

کلام و گفتارش بر علم و دانش شما بیافزاید؛

و عمل و کردارش شما را به سوی آخرت ترغیب و تشویق نماید)).

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السّلام)قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلّی الله علیه و آله) : قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَى(علیه السّلام) : یَا رُوحَ اللَّهِ، مَنْ نُجَالِسُ؟ قَالَ: مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُهُ - بحار الأنوار، ج‏14، ص 331، حدیث ش72.

 

و براستی، بنده (سید احمد سجادی) به عنوان یک مسلمان شیعه و متعهّد به عمل به احادیث، جناب آقای عیسائی را مصداق این حدیث شریف دیدم؛ زیرا گذشته از پذیرایی نمادین و گرم ایشان از عزاداران حضرت سید الشهداء و حضرت ابوالفضل العبّاس (علیهِمَا السّلام) - به همراهی و کمک پسر گرامیشان آقای آدریک عیسائی Ադրիկ-Իսայի و برادرزادۀ عزیزشان آقای هامبیک عیسائی Համբիկ-Իսայի - آن هم در طول بیست و چهار سالی که از جریان خصوصی مربوط به ایشان که سبب چنین امر خیری شده، می گذرد، در طول همان سه رُبع ساعتی که در محضر ایشان بودم، آرامشی معنوی در چهره و روح و روان این پدر مشاهده کردم که نظیر آن را متأسّفانه در جامعۀ آلوده به گناه و خودخواهی امروز، کمتر می توان مشاهده کرد.

هامبیک عیسائی Համբիկ-Իսայի

آدریک عیسائی Ադրիկ-Իսայի

و چون بنده، شیعه و تابع مکتب اهل بیت(ع) هستم و در روایات ما آمده که همواره باید جویا و طالب نصیحت و پند و اندرز از هر انسانی بود، در پایان ملاقات کوتاهی که داشتیم، از ایشان خواهش کردم که بنده و سایر جوانان یا نوجوانان امروز را در یک جمله یا عبارت مختصر، نصیحتی پدرانه بکنند.

 

آقای عیسایی عزیز، چنین گفتند:

((مرحوم پدرم (شیرام عیسایی Շիրամ-Իսայի) سی سال خادم کلیسا بود؛ از مال و منال دنیا بهره ای نداشت، ولی از ایمانی قوی به خداوند برخوردار بود... یادم هست که به من و سایر جوانان و نوجوانان، همواره این نصیحت را می کرد که:

هرگاه خواستید کاری بکنید، ابتدا اندیشه کنید که مبادا آن کار، برای آخرت شما ضرری داشته باشد؛ پس اگر حتی آن کار، منفعت و سود دنیایی زیادی داشت ولی ذرّه ای به آخرت شما صدمه وارد می کرد، آن کار را ترک کنید!...)).
 
شادروان شیرام عیسایی Շիրամ-Իսայի
شیرام عیسایی Շիրամ-Իսայի

روحش شاد...

Աստված օրհնի նրա հոգու

آذر1391شمسی

وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان
بنده سید احمد سجادی هستم... حرف ناگفته بسیار دارم... زیرا گوش شنوا نیافتم... نمونه ای از حرف دل من را بخوانید تا بدانید: قطعۀ «گنج بادآورد» مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی (شیخ بهائی) که حکایت عمر خود بنده (سید احمد سجادی) است که در غم نان و در اشتغال به مشاغل اداری از دستم میرود... و خطاب به هرکس که عمر خود را در شبکه های مجازی، به بطالت تلف میکند و این سرمایه گرانبها را با نوشتن مطالب بی ارزش، مفت از کف میدهد، این اشعار تقدیم میشود؛ باشد که دل بسوزاند و بیدار شود و درد و اندوه لازم را دریابد؛ که دورۀ ما دورۀ «بی عاری» و «بی دردی» است؛ خدا دردمان بدهد...: @ اى تو کودن ‏تر ز بقال دکان! / بى ‏بهاتر عمرت از ده گِردَکان‏! @ پس تو اى نادان ببین با ‏قیل وقال / میدهى مفت از کف خود ماه وسال‏! @ بین! که شیطان لعین بى ‏تاب وپیچ / مى ‏ستانــَد روزهایت را بهیچ‏! @ روزها چون رفت، شد عمرت تلف / نه تو را سرمایه! نه سودى بکف‏! @ آنچه قیمت بودش از عالـَم فزون / گو چه کردى و کجا باشد کنون؟! @ اى دو صد حیف از چنین گنج گران / کآن ز دست ما برون شد بى ‏گمان‏ @ اى هزار افسوس و عالـَم هـا دریغ! / کــآفتاب ما نهان شد زیر میغ‏ @ اى دریغ از گنج بادآورد ما!... / اى دریغ! آن کو بفهمد درد ما.... @ دردهــــا دارم به دل از روزگار... / مَحرَمى کو؟! تا کنم درد آشکار؟!...

✿ کد صوتی مهدوی برای وبلاگ شما ✿

دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :