وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) اصفهان
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - چهارشنبه ۱ آذر ۱۳٩۱


این حسین کیست که عالَم همه دیوانۀ اوست؟!

این چه شمعیست که جانها همه پروانۀ اوست؟!

---------------------------------------------------------


شعر یا مرثیه

((شهید کربلا))

((The Martyr of Karbala))



قصیده ای انگلیسی در عزای امام حسین(علیه السّلام)

سروده ی شاعر زبان آور انگلیسی زبان:

جاستیس راسل شاعر انگلیسی مدح کننده ی امام حسین ع

"Justice A. D. Russell"


«جاستیس ا. د. راسل» (یا: جستیس آ. راسل) :

(توجّه: Justice با حرف بزرگ، لقب است، بمعنای "قاضی")



From age to age, on Virtue's age


Shall live the deathless story


دوره به دوره (زمان به زمان) در عصر تقوا و فضیلت؛


زنده باد آن داستان نامُردَنی (و فراموش ناشدنی و از یاد نرفتنی).

 


His loss remain the Martyr's gain,


His shame the Martyr's glory


آنچه او (حسین ع) از دست داد، بعنوان افتخار آن شهید، جاوید خواهد ماند!


و ستمدیدگی و اندوه او نیز، بسان عظمت و شکوه آن شهید، باقی خواهد ماند!



Till truth shall lie, and Honor die


And time itself be hoary


تا آن زمان که حقیقت نابود گردد،و شرافت بمیرد،


و روزگار، خود نیز پیر و کهن شود.



Arise Husain! arise-


Chief of the Prophet's seed!


برخیز ای حسین! برخیز-


ای سَردودمان نسل پیامبر(ص) !



Fling broad thy banner to the skies!


And come with utmost speed!


پرچم خود را در پهنای آسمان به اهتزاز در آور!


و با نهایت سرعت (برای دفاع از دین خدا) بیا!



Or ere the throne of the All-Wise


Usurped be by foul Yazid!


قبل از آنکه مَسند جانشینی (خلافت) خداوند علیم بر هرچیز،


غصب گردد توسط یزید پلید!



He's donned his armour bright,


His father's sword girt on


(اینک) او (حسین ع) بر تن کرده زره درخشان را،


و شمشیر پدرش را بر کمر بسته؛



The sword of Ali, as the might


Of the Destroyer's own


شمشیر علی(ع) را، بعنوان نیرو و توانایی،


از جانب خداوند قهّار و نابودکننده (کافِران و سرکشان) ؛



And he is off ere morning light


Across the desert wide and lone


و بالاخره او عازم پیکار است قبل از طلوع سپیده دم،


در وسط آن بیابان وسیع (کربلا)، یکه و تنها و بی کس!



Now, Kufa! keep thy word!


To the good cause be true!


اکنون، ای کوفه! به قول خود عمل کن!


در راه هدف و آرمان نیکو، باوفا و راستین باش!



Yazid has sent a giant horde


To march thy province through


یزید (لَعَنـَهُ اللهُ) سپاهی عظیم فرستاده است،


تا از میان قلمرو(پایتخت) تو(فاتحانه) رژه برود!



The hirelings of his father's hoard


Who grace or mercy never knew-


مزدوران گرد آورده ی پدرش (معاویه لعین) ،


آنانکه هرگز نشناخته اند شرف و ترحّم را ؛



They bore his god-like head aloft


His mouth struck with their whips


آنها حمل کردند سر ملکوتی او را بر بالای(نیزه) !


آنها دهان مبارک امام(ع) را با شلاقهاى خود نواختند!



O mouth! that I have seen so oft-


A teem with angel equips!


ای‌ دهانی‌ که‌ من‌ اغلب و بارها آن را


مَهبــِط‌ فرود باران پی درپی گروههای ملائکه دیده ام! -



In baby-kisses, warm and soft


Pressed to the Prophet's lips!


- و هنگام‌ طفولیت تو، آنرا بوقت بوسیدن کودک، گرم و نرم‌


و چسبیده به لب های مبارک‌ پیامبر(ص) دیده ‌ام‌!



O body! trampled, fouled, disdained


Which charmed the gazer's eye!


اى بدنى که بطرز اهانت آمیز زیر پاى ستوران قرار گرفتى و لکه دار شدی!


این همان بدن پاکى است که بینندگان را مسحور و شیفته مى کرد!



The blood from out thy veins that drained


Was heaven's electuary!-


خونى که از رگهاى مبارک تو چکید و جاری شد،

معجونى آسمانى بود! -



-No horses' hooves were ever stained


-In so divine a dye!


- که تا آنوقت، سُم هیچ اسبانی (که بر بدنت تاختند)

با چنین رنگی الهى، رنگ نشده بود!  



O barren plain of Karbala-


With herb, nor yet with sod!


اى دشت بی گیاه و بایر کربلا!

که در روى تو نه علفى است و نه چمنی!



Be clad eternally ; for aaahhh...

 
There, overwhelmed, down-trod-


براى ابد آهنگ اندوه و آه... بر تو پوشیده باد!


چون در مکان تو، بدن پاره پاره و لگد مال شده ی -



-The holy son of Fatima


Gave up his soul to God


- پسر مقدّس فاطمه(س) (حسین ع)

جان به جان آفرین تسلیم نمود!


(تحقیق، تکمیل و تصحیح متن و ترجمه، از: سیّد احمد سجّادی).
--------------------------------------------------------------
*منبع شعر انگلیسی:

Khurshed, ed., Imam Husain, 2nd ed., pp. 136-140

وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان
بنده سید احمد سجادی هستم... حرف ناگفته بسیار دارم... زیرا گوش شنوا نیافتم... نمونه ای از حرف دل من را بخوانید تا بدانید: قطعۀ «گنج بادآورد» مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی (شیخ بهائی) که حکایت عمر خود بنده (سید احمد سجادی) است که در غم نان و در اشتغال به مشاغل اداری از دستم میرود... و خطاب به هرکس که عمر خود را در شبکه های مجازی، به بطالت تلف میکند و این سرمایه گرانبها را با نوشتن مطالب بی ارزش، مفت از کف میدهد، این اشعار تقدیم میشود؛ باشد که دل بسوزاند و بیدار شود و درد و اندوه لازم را دریابد؛ که دورۀ ما دورۀ «بی عاری» و «بی دردی» است؛ خدا دردمان بدهد...: @ اى تو کودن ‏تر ز بقال دکان! / بى ‏بهاتر عمرت از ده گِردَکان‏! @ پس تو اى نادان ببین با ‏قیل وقال / میدهى مفت از کف خود ماه وسال‏! @ بین! که شیطان لعین بى ‏تاب وپیچ / مى ‏ستانــَد روزهایت را بهیچ‏! @ روزها چون رفت، شد عمرت تلف / نه تو را سرمایه! نه سودى بکف‏! @ آنچه قیمت بودش از عالـَم فزون / گو چه کردى و کجا باشد کنون؟! @ اى دو صد حیف از چنین گنج گران / کآن ز دست ما برون شد بى ‏گمان‏ @ اى هزار افسوس و عالـَم هـا دریغ! / کــآفتاب ما نهان شد زیر میغ‏ @ اى دریغ از گنج بادآورد ما!... / اى دریغ! آن کو بفهمد درد ما.... @ دردهــــا دارم به دل از روزگار... / مَحرَمى کو؟! تا کنم درد آشکار؟!...

✿ کد صوتی مهدوی برای وبلاگ شما ✿

دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :