وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) اصفهان
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٥

⚠️تفاوت فرهنگ امروز با فرهنگ دیروز⚠️

تفاوت فرهنگ امروز با فرهنگ دیروز

💠فرهنگ دیروز: بچه بایدمؤدّب باشه🌷

🔴فرهنگ امروز: بچه باید رو داشته باشه😼


💠فرهنگ دیروز: با بزرگتر از خودت بحث نکن؛ حریمش رو حفظ کن🌷

🔴فرهنگ امروز: حاضرجواب باش! سر و زبون داشته باش! بزرگ و کوچیک نداره!!👹


💠فرهنگ دیروز: اگه دیدی معلمت ازت دلخوره ببین سبب دلخوریش چیه؟ شاید رفتار بدی ازت دیده! خودت رو اصلاح کن🌷

🔴فرهنگ امروز: معلمت غلط میکنه توی کارای تو فضولی کنه! بگو میام آبروشو توی مدرسه میبرم! وقتی ازت ایراد گرفت میخواستی بگی به تو مربوط نیست! خاک تو سرت که انقدر بچه ی بی سر و زبونی هستی!!👺


💠فرهنگ دیروز: احترام پدر و مادر یادت نره؛ راز موفقیت و سعادت آدم توی همینه🌷

🔴فرهنگ امروز: بگذارشون توی سرای سالمندان! مگه تو وظیفه داری که ازشون نگهداری کنی؟!! بذار زودتر بمیرن!!💀


💠فرهنگ دیروز: زن نباید به شوهرش خیانت کنه و با نامحرم طرح دوستی بریزه؛ دختر هم باید پاک و باعفت باشه🌷

🔴فرهنگ امروز: زن یا دختری که توی اینترنت و لاین و واتساپ و تلگرام و اینستاگرام و کوفت و زهرمار... دست کم، چهارصدتا دوست پسر نداشته باشه، خیلی "عقب مونده" است! خاک عالَم به سرش!!🌏


💠فرهنگ دیروز: هر وقت اشتباهی در حق کسی کردی یا کسی رو اذیت کردی ازش معذرت خواهی کن و حتما از دلش در بیار🌷

🔴فرهنگ امروز: نمیخواد معذرت خواهی کنی! پُررو میشه! جهنم که دلش شکسته! خودش بره با چسب شیشه بچسبوندش!!😏


💠فرهنگ دیروز: ببخشید که بچه ی من در حق شما بی ادبی کرد🌷

🔴فرهنگ امروز: بچه ی من همینه که هست! اشکال حتما از خودتون بوده!!😏


💠فرهنگ دیروز: هرگز مردم آزاری نکن! عاقبت بخیر نمیشی!🌷

🔴فرهنگ امروز: اشکش رو در آوردی! کیف کردم! آفرین! وقتی فهمیدی کسی به چیزی حساسه از همون راه دوباره اذیتش کن!😄


💠فرهنگ دیروز: همسایه آزاری نکن!🌷

🔴فرهنگ امروز: چاردیواری! اختیاری!!

خیابون هم که مال شهرداریه!!

همسایه حق اعتراض بما رو نداره!!😇


💠فرهنگ دیروز: خنده ی زیاد یا بیجا و لوس بازی و لودگی نشونه ی حماقت و بی خانوادگی آدمه!🌷

🔴فرهنگ امروز: ما با همین خنده ها و مسخره بازی ها و لوس بازی ها زنده ایم!!

تو میتونی چشات رو ببندی تا نبینی و گوشات رو بگیری تا نشنوی!! مشکل از خودته!!😳


💠فرهنگ دیروز: وقتی دوستی محبت بهت کرد، قدرشو بدون و ازش تشکر کن🌷

🔴فرهنگ امروز: غلط میکنه انتظار تشکر داره!! وظیفشه!! منم تا بتونم ازش میککنم...😜


💠فرهنگ دیروز: آدم خوبیه؛ به من خیلی خوبی کرده؛ خدا خیرش بده🌷

🔴فرهنگ امروز: آدم احمقیه!! خوب میشه سرش شیره بمالی و ازش بککنی!! حققشه!!😏


💠فرهنگ دیروز: بیکاری و ولگردی عیبه!🌷

🔴فرهنگ امروز: انشالا بابام می میره و ارث بهم میرسه و میگذارم توی بانک تا پول رباش رو بخورم!! کار یعنی چی؟! خوش باش!!😸


💠فرهنگ دیروز: رباخواری حرومه! کلاه شرعی درست نکن!🌷

🔴فرهنگ امروز: نه! من قصدم مضاربه است!! این بهره و سود اسلامیه!!😏


💠فرهنگ دیروز: انسانیت داشته باش تا ارزش داشته باشی🌷

🔴فرهنگ امروز: سگ و گرگ باش و بقیه رو پاره کن... آدم باشی میخورنت!!😾


💠فرهنگ دیروز: یاد خدا و قیامت رو بکن؛ وظایف دینیت رو انجام بده...🌷

🔴فرهنگ امروز: دین کیلو چنده؟!! خدا و قیامت یعنی چی؟! کی رفته و کی دیده و کی اومده؟! اینا همش حرفه... هرکار دلت خواست بکن...😎


💠فرهنگ دیروز: چند سال میخوای زندگی کنی؟! شب اول قبر که تنها میشی یادت نره🌷

🔴فرهنگ امروز: چی بگم؟!... دست از سرم بردار!!... خستم کردی!!😖


💠فرهنگ دیروز: اونجاست که به حرفهای من میرسی... منتظر باش...🔥

نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - شنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٥

«تقدیم به روان پدربزرگ مادریم: سیّد مرتضیٰ سجّادی»

(چه سود؟! که تا زنده بود، کسی قدرش را ندانست!...)

تصویر قبر وی، در امامزاده سیّد محمّد (سده اصفهان)

تقدیم به روان پدربزرگ مادریم سیّد مرتضی سجّادی - تصویر قبر وی در امامزاده سید محمد(ع) سده اصفهان یا خمینی شهر 

شعر یا قصیده ای چهارده بیتی در رابطه با "مرده پرستی" ما ایرانیان:

این شعری است از شاعری ناشناخته و گمنام، که نمیدانم که بوده و کجاست؟! زنده است یا مرده؟! ولی بسیار زیبا سروده شده، جزآنکه دارای ایرادات و اشکالاتی از حیث وزن و قافیه بوده و بنده (سید احمد سجادی) حیف دیدم که آنرا اصلاح نکرده و در اینترنت منتشر نسازم. پس گمان نشود که سَرایندۀ این اشعار من هستم؛ بلکه بنده فقط شعر این شاعر محترم گمنام را حَکّ و اصلاح کرده، با فنون عَروض و قافیه، سازگار نموده و تقدیم خوانندگان عزیز میکنم:

 

بی خبر از یکدگر آسوده خوابیدن چه سود؟!

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟!

 

زنده را باید به فریادش رسید، آنگه که هست!

ورنه، بر قبر غریبش، آب پاشیدن چه سود؟!

 

با مَحَبّت، دست پیران را بگیر، ای نوجوان!

ورنه، بر سنگ مزارش، دست مالیدن چه سود؟!

 

از برای سالمندی، یک گـُل خوشبو ببَر!

تاج گلها، گِردِ قبرش، جمع آوردن چه سود؟!

 

زنده را تا زنده هست و شادمان، قدرش بدان!

ورنه، بر روی مزارش شاخ گـُل چیدن چه سود؟!

 

زنده را در زندگی، دستش بگیر و یار باش!

ورنه، مِشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟!

 

یک شبی، با "زنده ای" غمخوار باش و همنوا

ورنه، در سوگ فِراقش، آه و نالیدن چه سود؟!

 

تا زمانی زنده ایم، از یکدگر بیگانه ایم!!

در عزاها روی هم بوسیدن و دیدن، چه سود؟!

 

گر توانی، زنده ای را شاد کن، ای با مَرام!

در عزا، عطر و گلابِ ناب پاشیدن چه سود؟!

 

خود نرفتی خانه اش تا زنده بود و برقرار!

خانۀ "صاحِبْ عزا" خوردن و خوابیدن چه سود؟!

 

گر نپرسی حال من، تا زنده ام، ای آشنا!!

گریه و زاریّ و نالیدن پس از مردن چه سود؟!

 

سالها عید آمد و رفت و نَجُستی جای من!

جای خالیِّ مرا در خانه ام دیدن، چه سود؟!

 

گر نکردی یاد من - تا زنده ام - در قلب خود؛

سنگ مرمر، روی قبر مرده بنـْهادن چه سود؟!

 

"زنده دل" همدرد و همدم هست با هر "دردمند"!

"مرده دل" را "درد دل" گفتن و نشنیدن، چه سود؟!

 

* سابقاً روی بعضی از سنگ قبرها، یکی از این دو بیت شعر زیرین را نیز میدیدم، که برخی آن را به مرحوم استاد شهریار (شاعر نامدار ایرانی) نسبت میدادند:

 

تا هستم، "آشنا!" تو نگویی که کیستم؟!

روزی به دیدنم تو بیایی که نیستم؟!

- و یا:

تا هستم، ای رَفیق! ندانی که کیستم؟!

روزی سراغ وقت من آیی که نیستم؟!

 

- و روی سنگ قبر دیگری این اشعار را چنین دیدم:

 

تا هستم، آشنا! تو نگویی که کیستم؟!

روزی به دیدنم تو بیایی که نیستم؟!

 

از بعد مرگ من، تو بگویی"چه حیف شد!"

حالا که نیستم، شدی آگه که کیستم؟!

 

دوران زندگیَم نگرفتی سراغ من!

اینک سراغ وقت من آیی که نیستم؟!

 

اکنون که خفته ام به تن اینجا بزیر خاک

دیگر مرو به خانه! که من خانه نیستم!!

 

محتاج خیر و دعایم و مهمان بَرزَخَش

چون "آشنای" اُویَم و "بیگانه" نیستم!!

 

بعد از وفات، خود بنگر خانه ام کجاست!

حالا مُجازِ گفتنِ آن خانه نیستم!

 

تصویر شبی در امامزاده سید محمد(ع) بر فراز بام اصفهان - سده (خمینی شهر)تصویر شبی در امامزاده سید محمد(ع) بر فراز بام اصفهان - از بالای کوه - سده (خمینی شهر)

* و امّا در مورد شعر دوبیتی یا رُباعی مشهوری که برخی آنرا به وحشی بافقی نسبت میدهند (ولی در چاپهای موجود از دیوان اشعار او دیده نشده است)، باید گفت:

اصل این شعر، نیز با اختلافاتی در وزن و قافیه، موجود است. مشهورترین آنها همین رُباعی است که بر وزن عَروضی رُباعیّات (لا حَولَ و لا قوَّةَ إلّا بالله = مَفعولُ مَفاعِلـُن مَفاعیلـُن فاع) میباشد. و آن شعر رُباعی، این است:

 

در حسرتم از مرام این مردم پست!!

- و به نقل صحیح تر:

در حَیرَتم از مرام این مردم پست!!

این طایفه ی زنده کش مرده پرست!

 

تا هست، به ذلّت بکُشَندَش به جفا!!

تا رفت، به عزّت ببَرَندش سر دست!

 

ولی روی برخی از سنگ قبرها، شبیه این شعر، به صورت دوبیتی زیر، با وزن عَروضی (فاعِلاتـُن فـَعَلاتـُن فـَعَلـُن) نیز مشاهده شده است:

 

مُردَم از حسرت این ملّت پست!

مَردُمِ زنده کُش و مُرده پرست!

 

تا که زندَه ست کُشندَش به جفا

تا که میرَد ببرندش سر دست!

 

- که گویا این دوبیت، جزئی از یک قصیده یا قِطعه شعر چند بیتی بوده که اکنون کامل آن در دسترس نیست؛ ولی یک بیت دیگر آن که بر جای مانده، این است، با همین وزن و قافیه:

قدر آئینه بدانیم چو هست!

نه در آنوقت که افتاد و شکست!

قدر آیینه بدانید چو هست - نه در آن وقت که افتاد و شکست

نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥

آرزوی آزادی از قفس... در شعر زیبایی از ملک الشعراء بهار - من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید - قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید...

نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٥
  • 💠 تشیع راستین جعفری(ع) در بیانی زیبا از ابوریحان بیرونی(ره) مورخ و منجم و ریاضیدان شیعه در قرن پنجم هجری:

ابوریحان بیرونی و بیانات زیبای او در مورد امام صادق(ع) و شیعۀ راستین جعفری

🌷 ابوریحان در آثارالباقیه با القاب زیبای زیر از امام صادق(ع) یاد میکند:

💠افضل ﺍﻟﺄﺷﺮﺍﻑ ﻭ ﺍﻋﻠﻢ ﺍﻟﺄﺋﻤّﺔ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻰ ﺫﻛﺮﻫﻢ... الامام الوَرِع...💠

🔰برترین خاندان شرافتمند پیامبر(ص) و داناترین امامان(ع) که درود خدا بر یاد ایشان باد... امام پرهیزگار و پارسا...🔰

📚 الآثار الباقیة عن القرون الخالیة (آثار برجای مانده از دوره ها و قرنهای گذشته و از یاد رفته...)، ابوریحان بیرونی(ره)، متن عربی، چاپ میراث مکتوب، ص239


🔴انتقاد ابوریحان در آثارالباقیه (در بحث رویت هلال رمضان) از "شیعیان دروغین" و "امامان ساختگی" اسماعیلیه و زیدیه و... که مردم را دور خود جمع میکنند:

⚠️...و در شگفتم از سادات (پیشوایان اسماعیلیه که لقب امام برگزیدند) که خود از خاندان و عترت پیامبر(ص) هستند! چگونه به احادیثی جعلی که برایشان میسازند گوش فرا میدهند؟! و چگونه آنها را قبول میکنند؟! به این بهانه که تالیف قلوب (جذب دلهای) مردمانی را بکنند که به ریاکاری، خود را به "شیعه بودن" نسبت میدهند!!

و چرا این دسته از سادات، پیروی از جدشان امیرمومنان(ع) نمیکنند که پیوسته در روگردانی از جذب و دلجویی گمراهان لجوج و معاند بسوی خود، میفرمود:

🔴 ((وَمَا کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا)) (کهف:51)

🔵 ((و من هرگز گمراه‌کنندگان را به یارى خود (برای تبلیغ) نمى‌گیرم))...

🔰 عبارت عربی ابوریحان در آثارالباقیه:

((...ﻭ ﺍﻟﻌﺠﺐ ﻣﻦ ﺳﺎﺩﺍﺗﻨﺎ ﻋﺘﺮﺓ ﺍﻟﺮﺳﻮﻝ - ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﻋﻠﻴﻬﻢ الصلاة و ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ - ﺃﻧّﻬﻢ ﺻﺎﺭﻭﺍ ﻳُﺼﻐُﻮﻥ ﺍﻟﻰ ﺫﻟﻚ، ﻭ ﻳَﻘﺒَﻠُﻮنه ﺗﺄﻟﻴﻔﺎ ﻟﻘﻠﻮﺏ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺍﻟﻤُﺘَﻮَﺳِّﻤﻴﻦ ﺑﺘﺸﻴّﻌﻬﻢ! ﻭ ﻟﺎ ﻳﻘﺘﻔﻮﻥ ﺃﺛﺮ ﺟﺪّﻫﻢ ﺃﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ - ﻓﻰ ﺇﻋﺮﺍﺿﻪ ﻋﻦ ﺍﺳﺘﻤﺎﻟﺔ ﺍﻟﻀﺎﻟّﻴﻦ ﺍﻟﻤﻌﺎﻧﺪﻳﻦ، ﺑﻘﻮﻟﻪ:

🔴«ﻣﺎ ﻛﻨﺖ ﻣﺘّﺨﺬ ﺍﻟﻤﻀﻠّﻴﻦ ﻋﻀﺪﺍ»...))

📚 الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، همان چاپ، ص76

نویسنده: وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان - یکشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٥

تقلید کورکورانه و عوامانه در اسلام ممنوع است استخاره و دعای عوامانه نیز همینطور

وبگاه فرهنگی - مذهبی ((شهاب هدایت)) - اصفهان
بنده سید احمد سجادی هستم... حرف ناگفته بسیار دارم... زیرا گوش شنوا نیافتم... نمونه ای از حرف دل من را بخوانید تا بدانید: قطعۀ «گنج بادآورد» مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی (شیخ بهائی) که حکایت عمر خود بنده (سید احمد سجادی) است که در غم نان و در اشتغال به مشاغل اداری از دستم میرود... و خطاب به هرکس که عمر خود را در شبکه های مجازی، به بطالت تلف میکند و این سرمایه گرانبها را با نوشتن مطالب بی ارزش، مفت از کف میدهد، این اشعار تقدیم میشود؛ باشد که دل بسوزاند و بیدار شود و درد و اندوه لازم را دریابد؛ که دورۀ ما دورۀ «بی عاری» و «بی دردی» است؛ خدا دردمان بدهد...: @ اى تو کودن ‏تر ز بقال دکان! / بى ‏بهاتر عمرت از ده گِردَکان‏! @ پس تو اى نادان ببین با ‏قیل وقال / میدهى مفت از کف خود ماه وسال‏! @ بین! که شیطان لعین بى ‏تاب وپیچ / مى ‏ستانــَد روزهایت را بهیچ‏! @ روزها چون رفت، شد عمرت تلف / نه تو را سرمایه! نه سودى بکف‏! @ آنچه قیمت بودش از عالـَم فزون / گو چه کردى و کجا باشد کنون؟! @ اى دو صد حیف از چنین گنج گران / کآن ز دست ما برون شد بى ‏گمان‏ @ اى هزار افسوس و عالـَم هـا دریغ! / کــآفتاب ما نهان شد زیر میغ‏ @ اى دریغ از گنج بادآورد ما!... / اى دریغ! آن کو بفهمد درد ما.... @ دردهــــا دارم به دل از روزگار... / مَحرَمى کو؟! تا کنم درد آشکار؟!...

✿ کد صوتی مهدوی برای وبلاگ شما ✿

دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :